یه مقدمه از زبون مامان برای پسر گلم...
سلام گل قشنگم... 1394/7/20 الان که شروع کردم به نوشتن وبلاگت ساعت 11:53 دقیقه شبه و تو کنارم خوابیدی راستش همینجوری داشتم توی نی نی سایت میچرخیدم که با دیدن وبلاگایی که خاله های دیگه درست کرده بودن به فکر افتادم که منم یه وبلاگ برات درست کنم هرچند که هیچوقت انشای خوبی نداشتم و ازون گذشته اولین بارمه که اینکارو میکنم ولی دوس داشتم اینو ازمن داشته باشی عشق کوچولوی مامان ...
نویسنده :
رویا
23:52

